امروز اگه دو نفر رو راه آهن دیدید که از بغل هم بیرون نمیومدن، در حالی به سمت ایستگاه مترو میرفتن که دست همو گرفته بودن و دختره گریه میکرد و پسره اشکاشو پاک میکرد، ساعت ها توی پارک روبروی هم نشستن ، به هم زل زدن، لقمه ی غذا دهن هم گذاشتن و هزار بار ذوق کردن واسه تموم شدن تابستون و دوریشون، بدونید من و یار رو دیدید ♡
پی نوشت: امروز آخرین و بهترین روز تابستون بود ^_^
منو میگه!


منو میگهههههههه!!!!
ای جووووونم اخه ♡♡
خوشبحالتون
برقرار باشید
مرسیییییییی