در رابطه با پست قبل
چند بار به طرف فرصت جبران دادم و بازم هیچی نشد!
هی رفتم و اومدم گفتم وای چقدر خوشحالم امروز محمدی زنگ زد بهم، هی چشم دوختم یه لبخندی ببینم، یه "چه خوب"ی، "آفرین که میخوای بری سرکار"ی ، "ایشالا تو گزینشش قبول شی" ای، "موفق باشی" ای بشنوم
دریغ!
محمدی کیه؟
چه کاری؟
چرا من نمیدونم؟ :(
اصلا حرف نزدیم دربارش چون :(
پشتیبان قلم چی
به چتِ خود با الهه میرود و خانم محمدی سرچ میکند!
عاقا ایووووول گفتن هام خوشحالیمو نشون داد من؟
ارههههههههه بابا منظورم تو نبودی که :))))))
قربونت برم جوجه تو که ذوق کردی کلی♡