من صدای قشنگی ندارم
وقتی طولانی صحبت میکنم صدام میگیره و به سرفه میوفتم
صدام آرامش بخش و دل نوازم نیست
یا این حال یاد ترم دوم افتادم که شبا برای پرنیان و سحر قصه های امیرعلی رو میخوندم با همون صدای نکرم
و اونام ابراز رضایت میکردن ( ظاهرا ) :))))
خیلیییییی حس خوب و جذابی بود
خیلی برام با ارزش بود تمایلشون
ممنونم ازت پری. و سحر که فک نکنم بخونی اینو :))
و خب دلم تنگ شد راستش :>
من هی یادم میره واسه این پست کامنت بذارم :))
قربونت برم الییی
خیلیم صدات قشنگه
خیلیم من حال میکردم با داستان خوندنت
ماچچچچ
بوس بهتتتتتتت اخه دختر
این کتابه دست منه که
عاره و نخوندیش :)))
میدونی من از صدات چی یادمه؟
یه شبی که فرداش امتحانِ هندسه یا ریاضی ای چیزی داشتیم بهم زنگ زدی سوالا رو توضیح دادی واسم وقتی هیچی بلد نبودم
انقدر که صدات گرفت :))
حسِ صدات بیشتر از صوتش یادم میمونه همیشه
عاااااااا بوس بهت که یادتههههههه اینو اقااااا
یادمه اونبارم به سرفه افتادم :)) چراااااا خووووو